تبليغاتX
پیهن
پیهن
وب نوشت های مهدی افشارنیک
سه شنبه دوازدهم آذر 1387
دفا بده،دفا بده

دیروز دچار یک خریت شدم از نوع بدش.با یکی از همکاران که نیروی خودم هم بود اول درگیری لفظی پیدا کردم واون یک حرف فوق العاده کلفت زد ومن با لگد زدم زیر میزش،مثل دومینو اول میز عقب رفت بعد هم پارتیشن واژگون شد وشیشه هایش خرد شد،فقط یک لگد بود ولی مهیب شد.بی رودربایستی این مظهر خشونت است قصد توجیه هم ندارم.در محیط کار به درگیری فیزیکی معروف شد که فکر میکنم یک کم اغراق است ولی هر چه باشد این زشت است ومن از خودم خجالت میکشم

حال چرا اینها را می نویسم؟اکثرا که این قضیه را میشنوند نمیگن کل این کار محکوم است فقط میگن در محیط کار خوب نیست یعنی خارج از محیط کاربد که نیست خوب هم است که من اگه جای دوستان بودم مطلق این کار را زیر سئوال میبردم ،خشونت در هر مکان و زمانی باید به زیر بخیه وسئوال کشیده شود.

دوم اینکه:یک قسم خشونت، خشونت رفتاری است شق نادیده و کمتر آشکارش خشونت در گفتار است که صدمات زیادی میزند مثل فحش ناموسی یا زخم زبانهای خیلی ناجور.که من فکر میکنم اتفاق دیروز یک کم  برای رخ دادن این اتفاق برنامه ریزی شده بود واما در کل این از تقصیر من اصلا کم نمیکند.بار این تقصیر از آنجا بیشتر میشود که من خودم قربانی خشونت بودم وبرای رفع ومحو آن از جامعه تلاش هایی کرده وحتمن نیز ادامه میدهم و لی دیروز نفهمیدم چطور خودم گرفتار این موضوع شدم؟این نشان میدهد که امثال من مسئولیت اجتماعی خودمان را دست کم میگیریم.شب که خانه آمدم دانیال پسرم دید که من تو خودم هستم میپرسید بابا چی شده که گفتم یک کار بد کردم ،دعوا کردم بعد تا آخر شب راه میرفت و میگفت خاله هستی(مربی مهدش)میگه دفا بده دفابده.

یاد روزهای اوین افتادم،روز هفدهم یا هجدهم که بود برای هوا خوری به حیاط 209 برده شدم.در گوشه ای از حیاط یک سرباز با لگد افتاده بود به جون بک زندونی تا یکی از مسئولین بند رسید وداد سرش زد هفت هشت تایی زد.اون لگدها دیروز برام بازنمایی شد وحسابی از خودم خجالت کشیدم.البته فقط من یک لگد زیر میز زدم ولی مهیب شد دیگه.

همکاران و اطرافیان از این موضوع ناراحت شدند وآسیب دیدند.دوست دارم اینجا از همه کسانی که آسیب دیدند،دلجویی کنم وآرزو میکنم بتونم یک روز جبران کنم.

+ لینک دایمی