تبليغاتX
پیهن
پیهن
وب نوشت های مهدی افشارنیک
سه شنبه نهم بهمن 1386
محدوديت هاي ديروز و تحريم هاي امروز


اين مطلب را براي كارگزاران نوشتم اما تمام واژهاي تحريم شده است اقدام هاي شوراي امنيت.اين هم از لطف دوستان.چند خطي هم حذف.

تحريم در طول دو دهه گذشته پارادايمي جدي و پر چالش براي صنعت نفت كشور بوده است. چه دستورهاي اجرايي بيل كلينتون در لغو قرارداد شركت كونكو براي توسعه ميدان سيري و منع سرمايه‌گذاري شركت‌هاي آمريكايي در صنعت نفت و چه قانون فرامرزي داماتو، مسايل و مخاطراتي در نفت ايران بوجود آورد كه محور ثابت بسياري از روزها و جلسات و مذاكرات مردان نفتي ايران شد. و اين روزها كشور در معرض تحريم‌هاي سازمان ملل است كه گام به گام و قطعنامه به قطعنامه به حوزه نفت نزديك مي‌شود. هم اكنون نيز با تاثيرات رواني دو قطعنامه شوراي امنيت، فضاي براي توسعه و بالندگي صنعت نفت بسيار محدود و تنگ شده است. چه بسياري از شركت‌هاي اروپايي كه با آمدنشان در ميانه دهه 70 به ايران باعث بي اعتباري و كم رنگي تحريم‌هاي آمريكا شدند ولي امروز اگر كلاه‌شان نيز بر چاه‌هاي نفت و گاز ما بيافتد زحمت برداشتن را بر خود همراه نمي‌كنند؛ گرچه هر كدام با تاكيدات چند باره مدام مي‌گويند ما آماده هر گونه همكاري نفتي با ايران هستيم و ايران در صنعت انرژي دنيا ،جايگاه مهم و ويژه‌اي دارد. كه تعارف است و زنده‌ نگه داشتن ارتباط براي فردايي است كه معتقدند مشكلات ايران حل و رفع و فضا آماده حضور مي‌شود. آنچه واقعي است حرفي است كه در جلسات خصوصي مديران نفت مي‌شنوند: «آقايان مشكلات بين المللي‌تان را حل كنيد، ما آماده هستيم».

غير از تاثير فضاي رواني كه شركت‌هاي بزرگ اروپايي را از ايران رانده است (مانند توتال در فاز 11 يا شل در فاز 13 پارس جنوبي) تامين اعتبار و ارتباط با بازارهاي مالي و پولي معتبر نيز دچار وقفه و مشكل شده است. تحريم‌هاي بانكي شوراي امنيت دامنه‌اش ديگر به بانك‌هاي چين نيز كشيده شده است و در تامين مالي و گشايش اعتبار  نفتي‌ها با مشكلات عديده‌اي رو به رو اند. چه بسا براي خريد كالايي معمولي نيز توان باز كردن LC ندارند كه يا بايد خريد نقدي انجام دهند يا با چند واسطه و دست به دست و طي كردن پروسه‌اي چند مرحله‌اي كالايي را تهيه كنند.  اينها نمونه‌هايي از مشكلات پيچيده صنعت نفت امروز كشور است. ولي آيا اين واقعيت آنچنان كه بايد در افكار عمومي ديده مي‌شود؟. يعني اين نكته روشن و واضح شده است كه براي بدست آوردن صنعت هسته‌اي، صنعت نفت به تنگي نفس افتاده يا براي دست آوردن حق مسلمي، حق تثبيت‌ شده‌اي به مخاطره افتاده است؟ جواب تا حدودي روشن است؟ صنعت نفت براي مردم، تامين سوخت زمستاني از قبيل گاز و نفت سفيد و سهميه و قيمت بنزين جلوه مي‌كند. مقدار توليد نفت كشور، ميزان و حجم قراردادها، بستن قرارداد با كي و چه كس؟ به موقع افتتاح و به توليد رسيدن پروژه‌ها،؛ آنچنان كه بايد در افكار عمومي پيگيري نمي‌شود و مهم نيست. مسايلي كه اتفاقا چارچوب زنده و پويا بودن صنعت نفت يك كشور را مي‌سازند.

 بخش مهمي از اين مساله به اطلاع رساني محدود و بسته نفتي‌ها در اين خصوص بر مي‌گردد. مثل اينكه تحريم‌هاي سازمان ملل هيچ تاثيري بر صنعت نفت نداشته است. شركتها‌ي معتبر براي امضاي قرارداد با صنعت نفت ايران پشت در صف كشيده‌اند. فلان حجم قرارداد با آن كشور و فلان حجم ديگر با فلان كشور امضا شده و مي‌شود و آن ديگري خواهان سالانه ميليون‌ها تن گاز از ايران است.  قرارداد خط لوله صلح اين هفته نهايي و امضا مي‌شود؟؟. (پس از دو سال اين هفته و آن هفته كردن و انصراف هند از اين پروژه).

 در واقع مردان نفتي دولت نهم به جاي پذيرش واقعيت تحريم و تاثيرات آن بر صنعت نفت به انكار و نديدن مشكل روي آورده‌اند و با نمايش و تبليغات، سعي در آدرس غلط دادن به افكار عمومي هستند. اينكه تحريم‌هاي شوراي امنيت بر پيكر صنعت نفت ايران تاثير نداشته است از تجربه و گفته‌هايي است كه دولت اصلاحات در برابر تحريم‌هاي آمريكا به كار مي‌برد و اتخاذ مي‌كرد.

 تحريم‌هاي يكجانبه آمريكا عليه ايران ازميانه دهه 70 با دستور العمل‌هاي اجرايي رئيس جمهور آمريكا آغاز شد و بعد تبديل به قانون داماتو شد،آن تحريم ها پي ان بود كه صنعت نفت ايران را از توسعه و بالندگي بياندازد و تاب و توان را از كشور بگيرد تا در صحنه سياسي امتياز گرفتن از ايران آسان‌تر و آسوده‌تر شود. گرچه دستورالعمل‌هاي اجرايي كلينتون در سال 1995 و منع شركت‌هاي آمريكايي براي سرمايه‌گذاري در صنعت نفت ايران ما را از صادارت 800 هزار بشكه اي نفت به اين كشور و ارتباط با مهم‌ترين و قويترين شركت‌هاي نفتي جهان محروم كرد، اما تصويب قانون فرامرزي داماتو باعث شكل‌گيري اجماعي بين‌المللي در بي‌اعتباري اين اقدام آمريكا شد. اجماعي كه بغير از اروپا، ژاپن نيز حتي به آن پيوست و آن را بي آبرو ساخت. اين بي اعتباري براي دولت آمريكا فقط در صحنه بين‌المللي نبود كه رقم خورد، كارتل‌هاي بزرگ نفتي آمريكا مانند اكسون و فيليپس و شورون نيز با تشكيل گروه US Engage فشار بر دولت وقت براي الغاي تحريم‌ها عليه ايران را رقم زدند تا جائيكه اين موضوع به پارادايمي انتخاباتي بدل گشت و گروه رقيب از آن بهره جست. يعني نزديكي به ايران و شكستن تحريم يك موضوع تبليغاتي در صحنه سياسي آمريكا شد. چنانچه ديك چني در سال 2000 در كنگره جهاني نفت در كالگيري كانادا رسما اعلام كرد اگر ما به قدرت برسيم تحريم‌هاي نفتي عليه ايران را ملغي مي‌كنيم. ديپلماسي نفتي كشور در راستاي بي اعتبار كردن تحريم‌هاي آمريكا قدم برداشت و به گفته خود آمريكايي‌ها موفق بود. چنانچه بسياري از شركت‌هاي اروپايي كه اتفاقا در بورس‌هاي آمريكا حضور دارند و سرمايه و اعتبار مي‌گيرند مانند شل، توتال و استات‌اويل و اني، به ايران آمدند و پروژه اجرا كردند.

 امروز اما كشور با نوع تازه و پيچيده‌تري از تحريم مواجه است. تحريم‌هاي شوراي امنيت كه براي همه كشورها لازم الاجراست. ولي رويكرد دولتمردان به گونه‌اي است كه گويي هنوز با تحريم‌هاي يك جانبه آمريكا مواجه‌اند. از سويي دست به انكار تاثيرات منفي آن پيكر صنعت مي‌زنند، از سويي ديگر به سياست تفرقه‌اندازي ميان بلوك‌هاي قدرتمند جهاني دلخوش كرده‌اند. و در پي تبعيت و قرينه‌سازي ديپلماسي نفتي دولت قبل در روي آوري به اروپا، به آسيا و كشورهاي چين و هند و مالزي رو كرده‌اند.  به حساب اينكه آنها اين تحريم‌ها را مي‌شكنند و بي اعتبار مي‌سازند.

 پر واضح است جنس تحريم‌هاي امروز با محدوديت‌هاي يكجانبه آمريكا بسيار متفاوت است. آنجا اجماع عليه آمريكا در بي اعتبار ساختن اقدامش شكل  گرفت. اينجا هدف اعتبار سازي براي تحريم‌هاست كه ايران از پيگيري اهداف هسته‌اي‌اش منصرف كند. آنجا بزرگان نفتي مانند اكسون و كونكو از ورود به ايران منع شدند،اما بزرگان ديگري مانند توتال و شل به كشور كشانده‌ شدند. اما امروز همان بزرگان اروپايي نيز كنار مي‌كشند و كار به دست دوم‌‌هاي آسيايي رسيده است. مالزي و چين كه در صنعت نفت، اول بايد در كلاس ايران شاگردي كنند  امروز قباي بزرگتري و حمايت براي ما  پوشيده‌اند.

 بله مي‌توان تاثيرات تحريم‌هاي اخير بر كشور و صنعت نفت را منكر شد چون نه كارت سوختي در كار است كه كم و زياد شدن بنزينش حساسيت بر انگيزد، نه گاز مصرفي است كه بالا و پائين شدن شعله‌هاي بخاري اش با اعصاب مردم بازي كند. راحت مي‌توان منكر شد اما مشكل اين است كه انكار مداوم مساله، خود يك مساله‌اي بزرگ مي‌شود. اما فعلا  همه بايد بدانيم و باور كنيم مشكلي نيست و تحريم‌ها اصلا قابل اعتنا نيستند.

+ لینک دایمی