تبليغاتX
پیهن

آمدن یا نیامدن خاتمی به عرصه انتخابات ،داغ ترین بحث ا ین روزهاحتی جایی مثل نهضت آزدی و منزل دکتر یزدی را که همیشه توقع شنیدن حرفی متفاوت وتحلیلی سوای آنچه دیگران میگویندرا در من زنده نگه میداشت، در برگرفت.اماچهارشنبه شب آقای دکتر ودوستان نهضتی، ما رایک کم ناامید کردند.

در منزل دکتر چیزهایی را شنیدیم که در زیرزمین معروف خیابان سمیه.اینکه خاتمی بیاید واگر نیاید خیانت به کشور وایران است.باید بیاید وخودش هم از همه گروههای سیاسی اصلاح طلب دعوت کندو لولای تمام آنها شود.از قبل هم اعلام کند که من حکم حکومتی را نمی پذیرم و زیر بار نمیروم.واینکه حضور خاتمی باعث میشودکه جنبش اجتماعی پدید وسرانجام اقتداگرها به حا شیه رانده شوند.این جملات کلیدی دکتر یزدی بودکه در جمعی روزنامه نگار اعلام کرد

واما سئول های بی پاسخ.................

1.بین این جنبش اجتماعی که قرار است با آمدن خاتمی راه بیافتد وخود خاتمی چه نسبتی برقرار است؟رهبر وهرم؟لیدروبدنه؟رییس جمهور وجنبش؟این پرسشهاخلاصه شده همان بحث معروفی است که مدام میپرسیدیم خاتمی رهبر اصلاحات است؟یا یک رییس دولت؟

2.آیا خاتمی توان ذهنی یا عملی عدم پذیرش حکم حکومتی رادارد؟ومهم تر اینکه اصلا به این موضوع معتقد است یا نه؟

3.فقط خاتمی را برای این میخواهیم که شر فتنه را از سر مملکت وکشور دور کند یا اورا برای ریاست دولت واداره کشور به شیوه ای حداقل معقول میخواهیم؟اگر حالت اول است چه ضمانتی وجود دارد ماجراجویان قدرت در قالب های دیگر منویات خود را دنبال نکنند؟وخاتمی با کدام ابزار میخواهد ایستادگی کند؟واگر دومی است با چه برنامه ای میخواهد این نابسمانی ها راسامان دهدتا حداقل وضع به سال 84برگردد؟

البته میتوان سوالات دیگری را نیز مانندسلامت انتخابات،چگونگی ایجاد جنبش در جامعه؟فقدان رسانه فراگیرومیل واراده حکومت برای مدیریت انتخابات، راپیش کشید.البته دکتر یزدی اینقدر صداقت سیاسی دارد که اهل سرکار گذاشتن واحمق پنداشتن مخاطب نباشد ،قبول میکرد انتقاداتی که بهش میشد،اما کمی نه بیشتر پدرانه میگفت چاره ای نداریم،همان لحنی که مشارکتی ها برادرانه اش رابکار میبرند.خلاصه آقای دکتر ما گویی نیامده بودیم زیر پل پارک وی،بیشتر فضای زیرزمین مشارکت تداعی میشد.

یادآنروزی افتادم که با روزبه برا مصاحبه واسه توسعه رفته بودیم خونه دکتر.زمستان83 بود وباران میامد،اونروز دکتر گفت اگر مرا تایید صلاحیت کنند انقلاب سبز رخ داده است،ما هم تیتر یک کردیم.

 

 

 

+ نوشته شده توسط مهدي افشارنيك در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 و ساعت |
مثلاً چي مي شد آدم ها از اين سطح كه هستند يا بودند يكي دو قدم ارتفاع ميگرفتند بالاتر مي آمدند، ذهنيت هاي همه را بهم مي ريختند و شگفتي رقم مي زدند، چقدر دلبستگي به اين كليشه، كه آدم ها بايد قابل پيش بيني باشند، در اين وانفساي در گل ماندن و نرسيدن ما ، به هيچ چيز، مسخره است. شجاعت كردن و خلق گونه هاي ديگر فقط براي اسطوره هاست و ما هميشه در حسرت يك قلم جسارت و بهم ريختن قواعد مي مانيم. مثلاً اين روزها آمدن يا نيامدن خاتمي به صحنه انتخاباتي مطرح است، او يا مي آيد يا نه؟ اگر نيايد همان خاتمي است بيايد هم همان. او هم ميل به قدرت دارد كه هشت سال رئيس جمهور ايران بود، هم ميل به گوشه نشيني، كه سربزنگاههاي حساس خود را كمرنگ مي كرد وفيد. اينگونه هم رئيس جمهور بود هم اپوزيسيون ،هم درون نظام بود هم به بيروني ها فكر مي كرد، حفظ نظام را سرلوحه داشت، تغييرات را نيز مد نظر. گرچه در گفتماني كه توليد كرده بود مي شد از اين دوسوي ماجرا يك هارموني شنيد كه در سالهاي آخر حكومتش ناسازي اين كنسرت هم صدايش بلند شد. اگر او بگويد نمي آيد همان خاتمي است كه دل به خطر كردن نمي بندد و حوصله كارزار ندارد، و البته اين به آن معنا نيست كه بيايد يعني خاتمي شجاع است، آمدنش هم از ضرورت هاي ديگري بهره مي گيرد او اگر بيايد براي حفظ نظام مي آيد، براي رفع فتنه، براي محو كردن خطر جنگ و نجات دادن كشور از بلواي درگيري و زد و خورد. اينگونه است در ملاقاتهاي مختلفش طوري سخن مي گويد كه گويي منتظر دعوت بزرگان نظام است كه براي نجات نظام بيايد. او آن خاتمي نيست كه شجاعت داشته باشد جلوي روندهاي معكوس را بگيرد، با صراحت هر چه تمام تر هر چه كثافت كاري و ندانم كاري به اسم اداره كردن و حكومت گرداني است را بر ملاكند، نه او هنوز در آن مرزهاي معنايي است كه وقتي رئيس جمهور بود. اگر بيايد براي اين نوع آمدن نيست. او مي آيد كه نظام را نجات دهد. و جالب آنكه براي نجات نظام، دوستان اصلاح طلبش با او همداستان ترند تا صاحبان اصلي نظام. از نظر من آمدن يا نيامدن خاتمي هر دو قابل پيش بيني است ولي اگر او به جاي آمدن يا كنار كشيدن، راه سوم را برگزيند تمام پيش بيني ها را هم بهم مي ريزد. او مي تواند با صراحت و شجاعت در كلام بطور علني از آمدن عبداله نوري حمايت كند و از او دعوت نمايد. اين كار چند حسن بزرگ دارد، اول اينكه جهش و تحرك بالايي در دوستان و همراهان خويش پديد مي آيد كه به سرعت بدنه اجتماعي مي گيرد و به يك حركت تبديل مي شود. دوم اينكه هزينه رد صلاحيت عبداله نوري را بالاتر از گذشته مي برد،شكاف تحريمي ها با رفرميست هاي درون حكومتي  را نيز محو ميكند، و مهم تر از همه اين موارد جناح رو به رو را در انفعال كامل مي اندازد چون اين بازي را ديگر نمي توانند پيش بيني كنند. اصلاً هم مهم نيست كه عبداله نوري رئيس جمهور مي شود يا نه؟ رد صلاحيت يا تاييد مي شود. مهم اين است كه بدون اينكه اصلاح طلبي از قاعدهاي انقلابي گري پيروي كند برگي ديگررو مي كندوموجب احياي اين قشركه طيف گوناگوني از عقايد را در برمي گيردميشود،كه خود بسيار مبارك است.

گرچه مي نويسم اما مي دانم كه بسيار بعيد است اين اتفاق رخ دهد، به احتمال بسيار با مخحكه و تمسخر دوستان  مواجه مي شوم كه باكي نيست. اما فقط اگر خاتمي دو قدم ارتفاع بگيرد و از اين بايد و نبايدهاي امروزي اش كمي فاصله بگيرد چه هاكه نمي شود؟

و آخر اينكه اصلاً معتقد نيستم آدم در اين مملكت بايد پيش بيني پذير باشد.

+ نوشته شده توسط مهدي افشارنيك در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387 و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM